تبلیغات
رگباركلمات - متن آهنگ یاس(از چی بگم)

یاس

از چی بگم

میگی بازم کنار هم دیگه واژه بچین

راجع به چی باشه بشین

چشاتو باز کن یه لحظه مال من باش

یه لحظه توی حسو حال من باش

پس میکروفونو به دست من تا بت بگم

از این زمونه و از دلی که تکه تکه است

هر آهنگ منم مساوی ذکر یک درد

جز اینم ندارم یه فکر بهتر

از جومونگی بگم که شده سنبل رشادت

ایرانم براش شده مثه صندوق تجارت

پس هنرمند وطن الان کجاست نیست

اون تو زیرزمین میخونه چون که مجاز نیست

از چی بگم برات انتظار داری چه چیزی از جیب من دراد

بجز کاغذ سفید پاره خوب آره رفیق

حرف توشه ولی با خودکار سفید

تو هم مثله منی تو هم کم درد نداری

درد اصلیت اینه که تو همدرد نداری

من کسی نیستم با این زخم ها دردم بگیره ولی این اشکارو کی میخواد گردن بگیره

از چی بگم

خدا از این بنده های خسته

از این همه درد تموم دنده هام شکسته

این خنده هامو نبین

این خنده ها میچسبه رو لبم

این منم با یه رده پایه خسته

از چی بگم بگو از یه روحه زخمی

که باید یه تنه بره تو قلبه کوه سختی

از روزایی که خط خوردن توی تقویم

خبر میدن از یه اشتباه رو به تخریب

از چی بگم

از بچه های پایین شهر که غذا واسه خوردن دارن ماهی یه شب

اونکه تنها دلیل خوابش به عشقه فرداست

تنها پاتوق عشقو حالش بهشت زهراست

یا که بگم از اون رفقای کاخ نشین

که هستن تو واردات کالای ساخت چین

تو به من اینو بگو که من از چی بگم خدا

ما گفتیمو تموم دردا ریشه کن شد

از چی بگم برات شاید قصه دوست داری

مثه قصه ی اون هم کلاسیان روستایی

اگه قصه تلخه گناه واقعیت

داستان نرگسو گلای باغ میهن

که نشستم با صد چرا و افسوس کاشکی یه بخاری جایه چراغه نفسوز داشتی

چراغ افتاد توی کلاسو گر گرفت

آتشی که پوست بچه ها رو مثه گرگ گرفت

یه طفل معصوم با دادو فریاد گفت

زود بدویین سمت در ولی درم قفل بود

چشام خشک شد یخ کم بخم اشک بده ایزد

این بچه ها با کدوم دست مشق بنویسن

کودکی مرد در راه کلاسی که

سوختو منتظره یه جراحه پلاستیکه

یاس نمیخواد ته قصه رو هر گز ببنده

چون باز دلش میخواد که نرگس بخنده

از چی بگم

که صبح نشده غروب زد تو قلب بچه های مدرسه ی درود زن

غصه نخور صدامو بشنو از زیر خونت

من صداتو به گوش همه میرسونم

از چی بگم

از دلی که فقط اسمش دله

یه عمریکه نصفش اشکه نصفش گله

یا از روح تویه زندون که جسمش وله

آدم مجبوره که با شرایط وقفش بده

از چی بگم

بگو از یه روحه زخمی

که باید یه تنه بره تو قلبه کوه سختی

ولی قسم به خدا قسم به روح تختی

که من بدون ترس میرم به سوی تقدیر

خیلی خشنه زندگی ولی حوصله کردم

تو فشنه زندگی من یه مدله دردم

ولی دفتره گذشته هامو ذره ذره کردمو اومدم جلو که پی دردسر بگردم

از چی بگم .....

پایان




موضوعات مرتبط : متن آهنگ ها،


تاریخ : جمعه 8 شهریور 1392 | ساعت 13 و 36 دقیقه و 49 ثانیه | نویسنده : امین ویلان | نظرات